سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )
221
درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )
قبيله جعف را شناسايى كن ، وگردنش را بزن وسرش را براي ما بفرست ، فرماندار مدينه نامه را كه خواند به همنشينان خود رو كرد وگفت : جابر بن يزيد كيست ؟ دستور أمير مؤمنان به من اين است كه سر أو را بزنم وبرايش بفرستم ، گفتند : أمير سلامت باد اين مردى است علَّامه ، صاحب حديث ، متقى وپرهيزكار ، كه به تازگى ديوانگى ، دانشش را زايل كرده است ، نگاه كنيد آن همان است كه با بچهها بازى مىكند . يوسف بن عثمان به هشام بن عبد الملك نوشت : در خصوص اين مرد جعفى به من دستور دادى وحال آنكه أو ديوانه شده است . هشام به وى نوشت كه أو را رها كن ، طولى نكشيد كه منصور بن جمهور روى كار آمد ويوسف بن عمر را كشت وكارهايى را كرد . 3 - اختصاص : ابن عيسى از محمد بن سنان ، از كسى كه از قصير حديث كرده است مىگويد كه : امام باقر در ابتداء [ وبىآنكه سؤالي كرده باشم ] به من فرمود : اما ذو القرنين مخيّر شد كه از دو ابر يكى را برگزيند وأو ابرى را كه رام بود برگزيد وآنچه مشكل بود براي امام زمانتان ذخيرة شد ، عرض كردم : ابر مشكل كدام است ؟ فرمود : ابرى كه داراى رعد وصاعقه وبرق است امام شما سوار آن مىشود ، آگاه باشيد به زودى أو سوار مىشود وبه أسباب بالا مىرود ، أسباب آسمانها وزمينهاى هفتگانه ، پنج زمين آباد ودو زمين خراب مىباشد . 4 - علل الشرائع : از حضرت صادق از پدران وى نقل شده كه فرمود : رسول خدا فرمودند : هر كس ، أهل بيت را دوست بدارد پس به اولين نعمت خدا را سپاسگزارى كند ، عرض شد : اولين نعمت كدام است ؟ فرمود : پاك بودن ولادت ، وما را دوست نمىدارد مگر كسى كه ولادت وى پاك باشد . 5 - اختصاص : از زرارة روايت شده كه گفت : از حضرت امام باقر عليه السّلام شنيدم مىفرمود : علي بن الحسين ناقة اى داشت وبا آن بيست ودو بار به حج رفته بود وتازيانه اى به أو نزده بود . خبر ناگهانى بعد از شهادت پدرم به من نيامد مگر اينكه بعضي از مواليان نزد من آمدند وگفتند : همان شتر به سر قبر علي بن الحسين عليه السّلام رفته ، روى دو زانوى خود نشسته است وجلو گردنش را به زمين مىمالد ونعره مىكشد . گفتم : أو را بگيريد وپيش من بياوريد پيش از آنكه [ دشمنان ] آن را بدانند يا ببينند . امام باقر عليه السّلام فرمود : آن شتر هرگز قبر [ پدرم ] را نديده بود .